![]() |
![]() |
|
| همیشه فاصله ای هست |
|
یک دم از خیال من نمی روی ای غزال من دگر چه پرسی ز حال من تا هستم من اسیر روی تو ام به طرف کوی تو ام اگر تو را جویم حدیث دل گویم بگو کجایی؟ ........ |
|
+ خط خطی شده در
سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 15:15 توسط بهار |
|
|
نازنین داس بی دسته ی ما که به دست پدران ما بر خاک نریخت کودکان فردا خرمن کشته امروز تو را می جویند خواب و خاموشی امروز تو را در حضور تاریخ در نگاه فردا هیچکس بر تو نخواهد بخشید باز هم منتظری ؟؟؟؟!!! هیچکس بر در این خانه نخواهد کوبید و نمی گوید بر خیز که صبح است ، بهار آمده است تو بهاري آري خويش را باور کن !!!!!!! |
|
+ خط خطی شده در
یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 23:39 توسط بهار |
|
|
کوهی بودم ، به پای تو گرد شدم بازیچه ی بـــــادهای ولگرد شدم تا در دل من حلول کردی، ای ماه انگشت نمای مرد و نا مرد شدم |
|
+ خط خطی شده در
چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 0:56 توسط بهار |
|
|
من باید فرود آیم ، نبايد بنشينم، سالهاست ، از آن لحظه که پر بر اندامم روييد و از آشيان ، از بام خانه پرواز کردم همچنان مي پرم ، هرگز ننشسته ام و ديگر سري نيز به سوي زمين و به سواد پليد شهرها و بام هاي کوتاه خانه ها بر نگرداندم، چشم به زمين ندوختم، پروازي رو به آسمان ، در راه افلاک و هر لحظه دورتر و بالاتر از زمين
|
|
+ خط خطی شده در
چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 22:53 توسط بهار |
|
|
سفر به آسمان ها از روی زمین آغاز نمی شود. از درون شهرها و آبادی ها، از درون خانه ها و بستر ها آغاز نمي شود. از زير خاک ،از عمق زمين بايد به آسمان پرواز کرد. آن آسمان، اين سقف کوتاه در زورق گرفته ي کودن که بر سر ما سنگيني مي کند ، نيست. استاد شريعتي |
|
+ خط خطی شده در
پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت 12:48 توسط بهار |
|
|
آخ گل ناز چقدر از تماشای تو خالی بوده ام چقدر از تمنای تو سر شار آخ گل ناز گل ناز |
|
+ خط خطی شده در
چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 18:7 توسط بهار |
|
|
چیزی ازم نمونده جز یک نگاه ساده یه قاب عکس خالی يه بغض بي اراده بغض بي اراده بغض بي اراده بغض بي اراده بغض بي اراده
|
|
+ خط خطی شده در
دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 23:6 توسط بهار |
|
|
پنج وارونه چه معنی دارد |
|
+ خط خطی شده در
جمعه بیست و چهارم آبان 1387ساعت 21:40 توسط بهار |
|
|
برای تو .... که صفحات کتابت دلم را می لرزاند.... واژه هایت نفس می دهد .... چقدر دوست داشتم می دیدمت!!! چقدر ... چقدر...
|
|
+ خط خطی شده در
سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 21:56 توسط بهار |
|
|
تو را میشود |
|
+ خط خطی شده در
یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت 19:0 توسط بهار |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| منو بشناس ای غریبه |
یه غروب بود و یه جاده
یه مسافر که تو بودی با یه کوله باری از غم رفتی و پیشم نموندی چشات و بستی و انگار دل بریدی از نگاهم و تو رفتی من هنوزم توی جاده چشم به راهم... |
|
RSS
|